حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
مقدمه 218
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
مراجعت كرد در 576 م . قشون رومى شكست فاحشى از انوشيروان خورد و در سالهاى بعد طرفين مشغول جنگ بودند بىاينكه نتيجه قطعى براى يكى از آنها حاصل شود پس از آن انوشيروان كه مورد حمله قشون روم واقع شده بود براى تهيّه لوازم جنگ از دجله بشتاب گذشته به تيسفون وارد شد و به زودى درگذشت « 1 » خصال انوشيروان مورّخين شرقى انوشيروان را بزرگترين شاه ايران قديم دانستهاند جهت آن معلوم است : شاهانى مانند كوروش و داريوش بزرگ از خاطرها فراموش شده بودند ولى حالا كه معرفت باوضاع و احوال ايران قديم بيشتر است نميتوان انوشيروان را داراى اين مقام دانست امّا در اينكه او بزرگترين شاه سلسله ساسانى بوده ترديدى نيست كليّة چنان كه تاريخ نشان ميدهد نادر است كه شخصى صفات سردارى را با خصايص مملكت دارى جمع كرده باشد دربارهء انوشيروان نيز ميتوان گفت كه صفات و خصائص مزبوره در او جمع بوده : اين شاهى است عادل و سخت - جنگى و مدير - سردار و سائس چنان كه از كارهاى او كه در اين فصل ذكر شده و در فصل ديگر نيز بيايد اين صفات او هويدا است در زمان او سلسله ساسانى باوج عظمت خود رسيد : امپراطورهاى روم شكستها خوردند و غرامتها دادند - دولت هياطله از صفحه روزگار نابود گرديد - خزرهاى وحشى گوشمالى شدند تركهاى آن طرف جيحون بجاى خود نشستند - حبشيها را از يمن راندند و اين مملكت دستنشانده ايران گرديد از طرف ديگر اصلاحات او در امور داخلى ايران روح جديدى بكالبد ايران دميد و ايرانى براى مرتبه اولى با علوم يونانى آشنا شد اين نكته نيز جالب توجّه است كه انوشيروان آخرين ستارهاى بود كه در افق ايران باستان درخشيد چه ايران ساسانى
--> ( 1 ) - از منابع رومى معلوم است كه دولت روم راضى شده بود از ارمنستان ايران و تمام گرجستان صرفنظر نموده عهدنامه صلحى منعقد نمايد ولى از جهت فوت انوشيروان مذاكرات بىنتيجه مانده